آيت الله العظمي حاج آقاحسين طباطبائي بروجردي
آيت الله بروجردي در سال 1328 هجري قمري با تصديق علماء اعلام از قبيل آيت الله آخوند خراساني و شريعت اصفهاني از نجف به ايران مراجعت و در بروجرد اقامت گزيد و مدت 33 سال مرجع تقليد اهالي غرب و جنوب غربي ايران و قسمتي از خراسان و ممالك عراق بودند و تدريس اصول فقه را نيز بعهده داشتند.
در سال 1344 هجري به مكه معظمه مشرف شد و در سال 1345 به ايران مراجعت نمود. در اين روزگار حوزه علميه قم با حضور مرحوم آية الله حائري يزدي يكي از پايگاههاي اصلي جهان اسلام و مركزيت تشيع به شمار مي رفت. پس از مرحوم حائري مرجعيت تامه شيعه در حوزه اقتدار آيت الله حجت، آيت الله حاج سيد محمد تقي خوانساري و آيت اله صدر الدين صدر قرار داشت. آيت الله بروجردي در محرم سال 1363 هجري به قم مسافرت نموده ودر آنجا ساكن شدند و پس از وفات آيت الله اصفهاني در آبان 1325 و بدنبال او مرحوم آية اله قمي مرجع تقليد شيعيان جهان گرديدند.
مرحوم آيت الله بروجردي بحق يكي از دانشمندان بزرگ در يكصد سال اخير بشمار مي روند. غير از فقه و اصول كه اوج توانائي ايشان را نشان مي داد، در زمينه هيئت و رياضي قديم نيز سرآمد بودند. از آثار بجاي مانده مرحوم بروجردي مسجد اعظم قم مي باشد كه در سال 1333، 21تير ماه مصادف با ولادت امام هشتم شيعيان امام رضا عليه السلام طي مراسم باشكوهي اولين كلنگ آن بدست آية الله زده شد.
مرحوم آيت الله بروجردي در شب چهاردهم فروردين 1340 خورشيدي پس از شش روز كسالت دعوت حق را لبيك گفت و در زاويه جنوب مسجد اعظم بخاك سپرده شدند. روحش شاد.
مسجد اعظم. مسجد اعظم قم يكى از آثار بزرگ آيت الله العظمى بروجردى است كه در روز يازدهم ذى قعده 1374 ق برابر با 21 تيرماه 1333 ش (در سالروز ولادت با سعادت امام رضاعليه السلام) طى مراسم با شكوهى كلنگ بناى آن به دست آيتالله العظمى بروجردى به زمين زده شد.
كتابخانه مسجد اعظم
پس از شروع بناى مسجد، آيتاللهالعظمى بروجردى به فكر افتادند، اين بناى پرشكوه و با عظمت را با تاسيس كتابخانهاى مهم و مجهز تكميل كنند. اعلام اين موضوع و تصميم ايشان در محافل علمى و دينى، با شور و شعف خاصى استقبال شد. به راستى اين بناى مجلل بدون كتابخانهاى مناسب، ناقص به نظر مىرسيد. آيتاللهالعظمى بروجردى به اين نقيصه به خوبى پى برده بودند، از اين رو به طور جدى تصميم گرفتند هم زمان با بناى مسجد، تدريجا كتب كتابخانه را نيز تهيه كنند. ايشان در مرحله اول، 500 جلد و در مرحله دوم 2500 جلد از كتابخانه شخصى خودشان اهدا فرمودند. سپس بعضى از علما و افراد خير كتابخانههاى خود را چه شخصا و چه با وصيت، به اين كتابخانه تازه تاسيس منتقل كردند.
در تاريخ 27 شوال سال 1380 ق (پانزده روز پس از ارتحال معظمله) كتابخانه مسجد اعظم رسما افتتاح شده است. البته قرار بود مراسم افتتاح در نيمه شعبان 1380 ق و با حضور ايشان انجام شود و در اين خصوص، دعوتنامههايى پخش شده و طى اعلاميهاى به اطلاع عموم رسيده بود، اما به علتحادثهاى كه براى ايشان پيش آمده و باعثشكستگى در ناحيه پاى ايشان شده بود، افتتاح به روز جمعه هفتم شوال موكول مىشود. صبح روز جمعه در حالىكه همه منتظر تشريف فرمايى ايشان بودهاند، ناگهان به عارضه قلبى دچار شده و حالشان بسيار وخيم مىشود و بعد از چند روز منجر به رحلت ايشان مىشود. سرانجام كتابخانه مسجد اعظم پانزده روز پس از ارتحال ايشان در تاريخ مذكور (27 شوال 1380 ق) كه مطابق با 25 فروردين 1340 مىباشد، با حضور آيتالله زاده بروجردى آقا سيد محمد حسن افتتاح مىشود.
پس از رحلت آيتاللهالعظمى بروجردى، به مرور علما، فضلا، تجار، ناشران، نويسندگان و افراد خير با اهداى كتابهاى ارزنده به تجهيز اين كتابخانه پرداختند كه اسامى ايشان در دفتر «اهدا كنندگان» كتابخانه ثبتشده است. از جمله: امام خمينىرحمه الله، آيتالله مرعشى نجفىرحمه الله، حجةالاسلام سيدمحمدحسن طباطبايى (آيت الله زاده بروجردى)، آقا سيدهادى روحانى، حاج شيخ باقر نهاوندى واعظ، شيخ احمد آل اسحاق، آيتالله حاج سيد مصطفى صفايى خوانسارى، آقا جمالالدين فدايى اراكى، آقاى سيدفضل الله بنافتى، حاج سيدهاشم رسولى محلاتى و آيتالله زاده خوانسارى مىباشند.
اما دو نفر بيشترين كتاب را (پس از ارتحال آيتاللهالعظمى بروجردى) به كتابخانه اهدا كردهاند:
يكى آيتالله حاج آقا سيدحسن فريد محسنى اراكى كه طبق وصيتشان، كتابهاى چاپى ايشان (حدود دو هزار جلد) به كتابخانه اهدا شد. كتابهاى خطى معظم له هم به آستان قدس رضوى اهدا شده است.
ديگرى مرحوم حاج محمد رمضانى مدير انتشارات «كلاله خاور» تهران بوده كه حدود چهل هزار جلد كتاب چاپى و سنگى بويژه ديوان اشعار فارسى (ايشان اكثر ديوانهاى كوچك و بزرگ را گرد آورده بود كه اينك در كتابخانه موجود است) همچنين دوهزار جلد از كتب لاتين به زبانهاى فرانسه، آلمانى، روسى، انگليسى و تركى و ارزندهتر از همه بيش از دو هزار جلد كتاب خطى ايشان به كتابخانه اهدا شده است.
آقاى رمضانى در اواخر عمر خود اين كتابها را به قم انتقال داده بود و در خانهاى اجارهاى به طور موقت نگهدارى مىكرد تا كتابخانهاى به عنوان صاحبالامر - عجل الله تعالى فرجه الشريف - تاسيس نموده و آنها را در اختيار عموم قرار دهد. اين امر چنان قطعى بود كه همه كتابهاى چاپى و خطى را به مهر مربوط، ممهور كرده بود، اما اجل مهلت نداد تا اين نيت پاك جامه عمل بپوشد. پس از رحلت ايشان با تلاش مسئولان وقت كتابخانه و مرحوم حاج آقا مهدى آيتاللهزاده گلپايگانى، بازماندگان محترم ايشان، اين ذخيره را در اختيار كتابخانه مسجد اعظم قرار دادند.
ساختمان كتابخانه مسجداعظم
كتابخانه در سمت غربى صحن مسجد اعظم واقع شده و يك مخزن به وسعت 176 مترمربع و دو طبقه و دو سالن مطالعه و يك اتاق به عنوان «دفتر كتابخانه» دارد. سالنها هر كدام به مساحت 5 در 5/17 متر و ابعاد دفتر كتابخانه 3 در 5 متر مىباشند و با يك راهرو 2 در 5 به هم مربوط مىشوند. ساختمان آن، كه توسط معمار لرزاده انجام گرفته، با مهارت خاصى ايجاد شده و بسيار جالب و مورد توجه اهل فن مىباشد.
رياست اين كتابخانه از بدو تاسيس از طرف آيتاللهالعظمى بروجردى به مرحوم آيتالله شيخ ابوالقاسم دانش آشتيانى واگذار شده بود. ايشان هم با كفايت و كاردانى خاص خود به توسعه كتابخانه پرداختند. سرانجام در سال 1375 شمسى به علت كهولتسن، طى نامهاى، كتابخانه را به شوراى عالى حوزه علميه قم واگذار كردند.
آيتاللهالعظمى بروجردى عنايتخاصى به اين كتابخانه داشتند به نحوى كه در مدت يك سال (با همه مشاغل و گرفتارى)، چندبار از آن بازديد به عمل مىآوردند و از نزديك دستورات لازم را به متصديان امر مىدادند. ايشان اشتياق زيادى داشتند كه طى جشن باشكوهى كتابخانه افتتاح شود. نخستبنا بود روز نيمه شعبان (سالگرد تاسيس كتابخانه) كتابخانه رسما افتتاح شود، اما در آن روز با ميمنت، درد پاى ايشان مانع از افتتاح آن شد و به ناچار به روز جمعه هفتم ماه شوال موكول شد. مقدمات جشن فراهم گرديده از علما و فضلا دعوت به عمل آمد كه در مراسم افتتاح شركت كنند، ولى با كمال تاسف آن روز نيز مصادف با نخستين روز بيمارى معظم له شد، و همين بيمارى منجر به رحلت جانگداز آن پيشواى عظيم الشان شد.
ناچار براى اين كه هر چه زودتر كتابخانه مورد استفاده عموم قرار گيرد، در روز جمعه 27 شوال برابر با 25 فروردين 1340، مراسم بسيار سادهاى با حضور آيتالله زادگان ايشان، علما، اساتيد، فضلا و طلاب و نيز طبقات مختلف مردم برقرار شد. در حالى كه حضار به جاى جشن و سرور و لبخند و شادى، همه متاثر بودند، كتابخانه رسما افتتاح شد.
روزى كه بنا بود كتابخانه در حضور آيتاللهالعظمى بروجردى و به مناسبت ولادت حضرت امام زمان - ارواحناه فداه - افتتاح شود، دانشمند محترم آقاى شيخ احمد اثنىعشرى قمى (از فضلاى نامى حوزه علميه) قصيده زير را سرودند:
امروز جهان شور و نشاط دگرى داشت
رخسار فلك، ديده زيبندهترى داشت
غم رفت و نشاط آمد و روز و شب گيتى
روشن همه گرديد كه شمس و قمرى داشت
دل به سرهر بام به شوق تو پرافراشت
جان سوخت زهجران تو تا بال و پرى داشت
آن مهدى موعود به حق منتظر ما
كو در سر هر راه، دل منتظرى داشت
درياى وجود عرضه همى كرد به عالم
در دامن خود بهتر از او گرگهرى داشت
افسانه سرايان همه رفتند و نهادند
هركس كه به خاطر به جز از او، خبرى داشت
جمعى همه جان داده و برخى همه دل را
بنمود نثار رهت، هركس هنرى داشت
در پاى تو افكند به شكرانه وصلت
هركس كه به سوداى وصال تو، سرى داشت
شد رشك چمن فتنه گل، غيرت بستان
هرخانه كه امروز به كوى تو، درى داشت
در سايه شمشير تو هر حادثه بنشست
خاموش شد آن شعله كه برق خطرى داشت
امروز تويى نايب او آيت عظمى!
زيرا كه چو تو، دادرس دادگرى داشت
خرم زتو شد يك سره بستان فقاهت
از آن كه چو تو، رنج كش و رنجبرى داشت
شمشير وى اندر كف پر قدرتت امروز
حقا كه نمايان شد و برق ظفرى داشت
تا بد به جهان سايهات اى شاخ برومند
اين باغ زتو برگوبر بىشمرى داشت
علم و هنر از خاك بر افلاك رساندى
ره بسپرد آن كس كه چو تو، راهبرى داشت
كردى تو به پا مكتبه در مسجد اعظم
زآن دستبرومند كه هر لحظه برى داشت
در نيمه شعبان به رخ خلق گشودند
باغى كه زهر شاخه، نويد ثمرى داشت
در سيصد و هشتاد پس از سال هزارم
گلزار فضليت، گل شادابترى داشت
آقاى حاج شيخ عباس مصباحزاده (منجم معروف) نيز دو قصيده لطيف در باره افتتاح كتابخانه مسجد اعظم سروده بودند.
قصيده نخست را آقاى مصباحزاده شخصا در حضور آيتاللهالعظمى بروجردى خوانده و مورد تفقد ايشان قرار گرفتند.
قصيده دوم، تضمين يكى از غزلهاى معروف حافظ است كه بعد از رحلت آيتاللهالعظمى بروجردى در مراسم افتتاح كتابخانه، آقاى مصباحزاده در سالن كتابخانه قرائت نمودند و مورد تحسين همه حضار قرار گرفت.
اى كه رفتى و دل از ياد جمالت نرود
كى برون از دل ما، فكر و خيالتبرود
نام تو كى به گذشت مه وسالتبرود
«از سركوى تو هر كس به ملامتبرود» «نرود كارش و آخر به خجالتبرود»
آيت الله بروجردى از دستشدى
ليك مانده است زتو نام نكوى ابدى
كه تو در هر اثرى آيت علم و خردى
«اى دليل دل گم گشته خدا را مددى» «كه غريب ار نبرد ره به دلالتبرود»
كس به جاويد نمانده است در اين دارفنا
هر كه آمد برود لاجرم از اين دنيا
همه كس را هروانند بدين ره اما
«كاروانى كه بود بدرقهاش لطف خدا»
«به تجمل بنشيند به جلالتبرود»
اين كتب خانه كه تاسيس نمودى چه نكوست
نظرت اى پدر ما به يقين در پى اوست
طالب علم از اين مخزن حق دانش جوست
«سالك از نور هدايتببرد راه به دوست»
«كه به جايى نرسد گر به ضلالتبرود»
افتتاحش به نظر داشتى و رشته گسست
ليك فرزند تو اين رشته بگسسته ببست
افتتاحش بنمود و دلت آورد به دست
«حكم مستورى و مستى همه برخاتمت است»
«كس ندانست كه آخر به چه حالتبرود»
«حافظ از چشمه حكمتبه كف آور جامى»
و آنگه از مهر تو «در محفل ما» نه گامى
بشنو مصرع آخر ز غزل الهامى
پى تاريخ ز «مصباح» اديب نامى
«بو كه از لوح دلت ريب جهالتبرود»
مواخذه:irib/ماهنامه حوزه و سایت آیت الله العظمی بروجردی
به نام خدا